تبلیغات
دشت فاریاب/ خبری،سیاسی، اجتماعی، عاشقانه، تفریحی - هالوسیناسیون در ملاء اعلی
 
دشت فاریاب/ خبری،سیاسی، اجتماعی، عاشقانه، تفریحی
اگر؛ کسی دوان دوان به سوی تو اومد احتمال بده شاید در حالِ فرار از دیگری باشد !
                                                        
درباره وبلاگ

ای کسانی که اینقدر پشت سر من حرف میزنید...

عاشقتونم که اینقدر درگیر منید...
مدیر وبلاگ : یکی از اون ورا
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هالوسیناسیون در ملاء اعلی
یعنی توهم دارند در حد تیم ملی امین آباد، گاهی وقت ها باید یک جمله را دویست و چهل و هفت بار بخوانی تا مطمئن شوی که واقعا یک آدمی که ظاهرا به نظر عاقل می رسد آن را گفته. بعد باید سه روز با خودت کل کل کنی که واقعا این که این حرف را زده چه گوشتکوبی بوده. من که دارم به این نتیجه می رسم که از خبر کردن لیاخوف منصرف شوم، چون یکهو دیدی مجلس را بست به توپ و مشنگ هایی مثل رسایی و کوچک زاده و نقوی و کوهکن و الباقی امت ویزویز مجلس ریختند توی خیابان و شروع کردند به گاز گرفتن ملت و گسترش هاری در میان مردم. 
حسین نقوی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: « ما عامل اصلی ربایش هواپیمای مالزیایی را آمریکا می دانیم.» هنوز نه به بار است نه به دار است، معلوم نیست هواپیمای مالزیایی کجا رفته، چی شده، طرف کلا انداخت گردن آمریکا رفت. حائری شیرازی هم که من مطمئنم سی و پنج سال قبل نگاهش ایراد داشت ولی عقلش کار می کرد، گفته: « شهدای هسته ای توسط آژانس شناسایی شدند و به شهادت رسیدند.» نه، اشتباه نکنید منظورش همین آژانس انرژی اتمی مربوط به سازمان ملل است که همین امروز پس از مدتهای مدید یک گزارش مثبت در مورد برنامه هسته ای ایران داده. حالا مگر کسی می تواند به حاج آقا توضیح بدهد که مارگارت تاچر زن است و اصولا نمی تواند مرد باشد که حالا می گویی این مرد نیست. 
از آن طرف هم امت شهیدپرور نامه نوشتند به کاترین اشتون که « وقتی انگلستان به صدام بمب شیمیایی می داد کجا بودید؟» یعنی من هر چه فکر می کنم بمب شیمیایی چه ربطی به کاترین اشتون عروس جدید مان دارد، یا اشتون چه ربطی به انگلستان دارد نمی فهمم. بگو این خانم درست است که انگلیسی است ولی اصولا معاون سیاسی اتحادیه اروپاست. آن کسی هم که بمب شیمیایی به صدام داده بود آلمان و فرانسه بود. بعد من نمی دانم ماها چه علاقه ای داریم که بدانیم فلان آدم وقتی فلان اتفاق افتاد کجا بوده؟ فکر کن این مقاله ترجمه بشود. اشتون هی می خواند، ترجمه را می بیند، مثلا می گوید، خب انگلستان که بمب شیمیایی به صدام نداد، آلمان بمب داد، آلمان هم که بمب نداد، مواد شیمیایی داد، زمانی هم که آلمان به صدام مواد شیمیایی داد من رفته بودم پاریس گل بچینم. بعد هفت ساعت فکر می کند که این ایرانی ها برای چی می خواهند بدانند که من سی سال قبل کجا بودم. از این گذشته، تمام این افرادی که از اشتون سئوال می کنند که چرا کشوری که در آن به دنیا آمدی، به عراق اسلحه داده، مخالف حمله آمریکا و اروپا به صدام حسین هستند. خب، اگر ما به کمک آلمانی ها که همان انگلیسی ها باشند به صدام مخالفیم، چرا با خود صدام که بمب شیمیایی زده مخالف نیستیم؟ فکر می کنید برای چی؟
هالوسیناسیون در ملاء اعلی
یعنی توهم دارند در حد تیم ملی امین آباد، گاهی وقت ها باید یک جمله را دویست و چهل و هفت بار بخوانی تا مطمئن شوی که واقعا یک آدمی که ظاه...را به نظر عاقل می رسد آن را گفته. بعد باید سه روز با خودت کل کل کنی که واقعا این که این حرف را زده چه گوشتکوبی بوده. من که دارم به این نتیجه می رسم که از خبر کردن لیاخوف منصرف شوم، چون یکهو دیدی مجلس را بست به توپ و مشنگ هایی مثل رسایی و کوچک زاده و نقوی و کوهکن و الباقی امت ویزویز مجلس ریختند توی خیابان و شروع کردند به گاز گرفتن ملت و گسترش هاری در میان مردم.
حسین نقوی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: « ما عامل اصلی ربایش هواپیمای مالزیایی را آمریکا می دانیم.» هنوز نه به بار است نه به دار است، معلوم نیست هواپیمای مالزیایی کجا رفته، چی شده، طرف کلا انداخت گردن آمریکا رفت. حائری شیرازی هم که من مطمئنم سی و پنج سال قبل نگاهش ایراد داشت ولی عقلش کار می کرد، گفته: « شهدای هسته ای توسط آژانس شناسایی شدند و به شهادت رسیدند.» نه، اشتباه نکنید منظورش همین آژانس انرژی اتمی مربوط به سازمان ملل است که همین امروز پس از مدتهای مدید یک گزارش مثبت در مورد برنامه هسته ای ایران داده. حالا مگر کسی می تواند به حاج آقا توضیح بدهد که مارگارت تاچر زن است و اصولا نمی تواند مرد باشد که حالا می گویی این مرد نیست.
از آن طرف هم امت شهیدپرور نامه نوشتند به کاترین اشتون که « وقتی انگلستان به صدام بمب شیمیایی می داد کجا بودید؟» یعنی من هر چه فکر می کنم بمب شیمیایی چه ربطی به کاترین اشتون عروس جدید مان دارد، یا اشتون چه ربطی به انگلستان دارد نمی فهمم. بگو این خانم درست است که انگلیسی است ولی اصولا معاون سیاسی اتحادیه اروپاست. آن کسی هم که بمب شیمیایی به صدام داده بود آلمان و فرانسه بود. بعد من نمی دانم ماها چه علاقه ای داریم که بدانیم فلان آدم وقتی فلان اتفاق افتاد کجا بوده؟ فکر کن این مقاله ترجمه بشود. اشتون هی می خواند، ترجمه را می بیند، مثلا می گوید، خب انگلستان که بمب شیمیایی به صدام نداد، آلمان بمب داد، آلمان هم که بمب نداد، مواد شیمیایی داد، زمانی هم که آلمان به صدام مواد شیمیایی داد من رفته بودم پاریس گل بچینم. بعد هفت ساعت فکر می کند که این ایرانی ها برای چی می خواهند بدانند که من سی سال قبل کجا بودم. از این گذشته، تمام این افرادی که از اشتون سئوال می کنند که چرا کشوری که در آن به دنیا آمدی، به عراق اسلحه داده، مخالف حمله آمریکا و اروپا به صدام حسین هستند. خب، اگر ما به کمک آلمانی ها که همان انگلیسی ها باشند به صدام مخالفیم، چرا با خود صدام که بمب شیمیایی زده مخالف نیستیم؟ فکر می کنید برای چی؟




نوع مطلب : خبری - سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : هواپیما، ربائی، آمریکا، بمب، مالزی، ایران،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.