تبلیغات
دشت فاریاب/ خبری،سیاسی، اجتماعی، عاشقانه، تفریحی - سرم خیلی شلوغ است دارم برای ذهنم خانه تکانی میکنم...
 
دشت فاریاب/ خبری،سیاسی، اجتماعی، عاشقانه، تفریحی
اگر؛ کسی دوان دوان به سوی تو اومد احتمال بده شاید در حالِ فرار از دیگری باشد !
                                                        
درباره وبلاگ

ای کسانی که اینقدر پشت سر من حرف میزنید...

عاشقتونم که اینقدر درگیر منید...
مدیر وبلاگ : یکی از اون ورا
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بهار دارد پاورچین پاورچین از راه میرسد. موسم عیدی گرفتن است. اقتصاد جهانی دارد از شانه هایم می افتد پایین. 
سهمیه بنزین سفرم را باد خواهد برد...
پسر بچه همسایه کفشهای عیدش رو از حالا پوشیده و به من و او چه که چند خانه ان طرف تر...
اصلا مهربانی بسته ای چند؟ 
توی لپ لپ چند تومانی پیدا می شود؟

نه نشد. بگذارید از اول شروع کنم. آن طور که می خواستم از آب و گل در نیامد. این متن باید بهاریه باشد. بی رگه ای از ابهام و ایهام و بدون پاشیدن فلفل سیاه تلخ نگاری...
بهار دارد قدم زنان پا روی سینه ننه سرما می گذارد. دیگر کسی چکمه بلند نمی پوشد. من چشمم را پیوند زده ام به عکس کیم کارداشیان، شرم انجام نمی دهم 

این عید که بیاید  سی و یکمین بهار را بر میدارم و آن طرف سرم می گذارم .  چند سال بود این عدد ها را نمی شماردم...
واقعا نمی دانم؛ فروردین که بیاید به قربانگاه خواسته های چند ساله خواهم رفت...

نه نشد! این سطور باید کمی بوی کافور بگیرد. باید از اول شروع کنم که دیگر طعم اروت...
بهار نزدیک است... همین نزدیکی ها. خیلی نزدیک. 
تکه ای از زمین فوتبالی که من و احساسم در آن با هم یکی به دو می کنیم روی میز است.
آینه کمی آن طرف ت خودش را نشان می دهد. من دیگر به دیدن خود نمی روم...
ماهی قرمز سنبل زندگی است...
و تو سنبل زندگی ای...
تو ماهی قرمزی که داری از دستم لیز می خوری...
میخورم ...
سرکه...
با سیب...
با سماق...
هفت سین سبد! هفت سین!
راستی تو سین چندمی سید؟

نوروز دارد ... روز از نو ... روزی ... 
چه فرق می کند به حال من که سکه های عیدم از سکه افتاده اند و اسکناسهای تا نخورده ام  خودکاری شده اند؟

اینک باید اتو بکشم خود را...
از جوراب تا زیر حلق...
باید بوی ادکلن بدهم ...
بوی کاغذ رنگی و بوی عیدی و بوی شیرین فرهاد...

بهار سر آغاز است.
ری استارت است.
اما اگر ویروسی باشیم چه؟
اگر ویندوزمان بالا نیاید؟... اگر...

نه باید این متن را از سر بنویسم . 
باید کل صفحه را های لایت کنم ...

و دگمه دیلیت را بزنم. باید...
پس نقطه سر خط.

دارد بهار می شود، عید می آید ...


هنگامه شادی است...
 





نوع مطلب : اجتماعی، عاشقانه، 
برچسب ها : بهار، خاطرات، سال نو، زندگی، فراموشی، گذشت، من،
لینک های مرتبط :




جمعه 25 بهمن 1392 06:41 ب.ظ
ای کسانی که جاسازی هایی در خانه دارید.....
خانه تکانی نزدیکه گفتم که در جریان باشید...
چهارشنبه 23 بهمن 1392 12:49 ب.ظ
درود
متن بسیار زیبای نوشته ای دوست من
عالی بود
بنویس همیشه از نو بنویس ، کسی نمیتونه جلوتو بگیره تو میتونی از نو بنویسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.